محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 46
آثار عجم ( فارسى )
سپس به امر تو اى پورشاه كشورگير * شدم به جانب شاپور بندهسان ، مأمور قدم نهادم و كردم مساحت آن خاك * به خاكبوس درت بازگشتم از شاپور وظيفه وعده نمودى و حق مسّاحى * نشد ز لطف شهى اين رهى ، دلش مسرور « 1 » و در جايى ديگر نيز همين نكته را تكرار مىكند : به اين بنده فرصت دو مه پيش از اين * نمودى يكى حكم سخت و متين كه در خاك شاپور شه ، رو كنم * در آن دشت ، چندى تكاپو كنم به كلك هنر ، نقشهاى باشكوه * كشم زان بناها و زان دشت و كوه به اين كار بستم كمر استوار * در آن دشت چندى شدم پىسپار كشيدم يكى نقشه زان سرزمين * كه بر خامهام چرخ گفت آفرين به پاداش آوردن گوهرم * نمودى دريغ از چه سيم و زرم « 2 » و در يكى از منشآت فرصت مىخوانيم : « . . . در تعليقهء مودت نميقه . . . مرقوم شده بود به محال مخصوص كه شرح داده بودند ، رهسپار گرديده ، مهندسى مرتفعات منيعه را بنمايم و نقشهاى از آنها برداشته و بفرستم . با
--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 417 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 435 .